بسم الله الرحمن الرحیم
وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ
لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ
تفاوت اسم و صفت
https://lalazad.blogfa.com/post/916/
در یک گروه ادبیِ تلگرامی، سرودهی یکی از هموندان خانم (صفیه قومنجانی) که در رباعی خود از لفظ «گلشیدترین» بهره برده بود، توجه مرا به خود جلب کرد تا جاییکه لازم دیدم، به نقد مورد یادشدهی ایشان بپردازم؛
اینکه امروزه گروهی گاهی از اسم، صفت میسازند، قواعد دستوری را زیر پا گذاشته و تنها به توجیه پندار نادرست خود میپردازند و هزار و یک دلیل غیرعلمی میآورند و اینکه در آثار پیشینیان از اسم، صفت ساخته شده، دارای دلیلهای گوناگونی است.
همواره بر این باور بوده و هستم؛ تا آنجا که بزرگان درگذشته اجازه دادهاند، میتوان از اسم صفت ساخت، نه این که هر شاعر مجاز باشد، خودسرانه به چنین کار روی آورد و هنجارشکنی کند. اگر چنین باشد، پس تفاوت میان صفت و اسم چیست و اصولاً چه نیازی به قواعد دستوری است؟!
ایشان در پاسخ پیامی ارسال کردند که آن را بدون کوچکترین تحریف در این مقاله میآورم و فقط خدمت خوانندگان گرامی عرض کنم؛ از آنجا که مطلب ایشان دارای اشکالهای ادبی بود، با ویرایش به رفع آن پرداختم، وگرنه اصل پیامشان همین است که هماکنون خواهید، خواند؛
((«گلشید» اسم است، به معنی؛ «گل خورشید» و مجاز از «درخشان» و «زیبا» بنابراین «درخشانتر» یا «درخشانترین» همه جا کاربرد دارد و گاهی اسم جانشین صفت میشود.
اسامی زیادی داریم که به آنها واژهی «تر» و «ترین» اضافه میشود.
«رشید» اسم پسر است اما «تر» و «ترین» به آن افزوده میشود؛ «رشیدتر» و «رشیدترین»
«مهربان» اسم دختر است. «مهربانتر» و «مهربانترین»
همچنین در اسم عربی مثل؛ «اصغر» که میشود؛ «صغیرتر» و یا «اعظم» میشود؛ «عظیمتر» و...
باب اینکه نوآموزم و نو نوشتن را میپسندم، نظر دیگر استادان ادبیات را هم جویا شدم و آنان ترکیب تازهی شعری را پسندیدند!
برای اینحقیر از مولوی نمونه آوردند؛
[ای منتر از من]
این هم ساختارشکنی و آشناییزدایی خاص خود مولاناست.
و یا؛
پیرمرد خنزرپنزر در بوف کور صادق هدایت و نمونههای کوچکی از آثار بزرگان!
به گمان خودم در ترکیب «گلشیدترین» خطایی صورت نگرفته است))
پاسخ؛
اسم مرکب «گلشید» به معنای؛«گل خورشید» است و میتوان از آن معنای مجازی درخشان را اراده کرد، زیرا خورشید، ذاتا درخشان است اما نمیتوان بر اسم مرکب «گلشید» همان نشانهها را قرار داد که بر صفت «درخشان» قرار داده میشود، چون «گلشید» اسم مرکب است و «درخشان» صفت! ولو «گلشید» مجازی از «درخشان» باشد. ضمن اینکه مثالهای ایشان اشتباه و عکس واقعیت است. یعنی اینکه در وهلهی اول «رشید» اسم نبوده که از آن صفت بسازند. بلکه صفت بوده و از آن اسم ساختهاند و همچنین «مهربان» در ابتدا صفت بوده، نه اسم! واژگان عربی «اصغر» و «اعظم» نیز صفت تفضیلیاند که به «صغیرتر» یعنی «کوچکتر» و «عظیمتر» یعنی «بزرگتر» ترجمه و معنا شده است، نه اینکه از اسم، صفت درست شده باشد و...
در زبان فارسی از صفت، میتوان اسم ساخت اما عکس آن تنها با کاربرد زیاد که معمولا در گذشتهتر صورت پذیرفته قابل پذیرش است. مانند اسم (دشمن) که نزدیک به هزار سال است، در گفتوگوها بهجای صفت هم بهکار میرود و میتواند، پذیرای نشانههای «تر» و «ترین» هم بشود.
باید عرض کنم، مثالهایشان با مطلب مورد گفتوگوی ما بسیار تفاوت دارد.
به قول استاد دهخدا؛ «رشید» صفت است و بهمعنای؛ (شجاع و دلیر در جنگ) و یک رشید دیگر نیز ذکر کردهاند که اسم است، «هارون الرشید» خلیفهی پنجم عباسی!
مردم از صفت، اسم ساختهاند اما این پروانهی صفتسازی از اسم بهشمار نمیرود و این در حالی است که ایشان عکس آن را نشانه رفتهاند و شاعران مجاز نیستند، نشانههای صفت را بهروی اسم قرار دهند! البته در این زمینه استثناهایی نیز وجود دارد. یعنی چنین پدیدهای را بزرگان تعدادی معدود بهکار بردهاند و امروزه دارای کاربرد فراوانی است.
ما میتوانیم، مثلاً بگوییم؛ داریوش از اشکان «رشیدتر» بهمعنای؛ [دلاورتر] است اما نمیتوانیم، به دو نفر که نامشان «رشید» است، بگوییم؛ اسم این آقا رشید، از آن آقا رشید، رشیدتر است. چراکه در اینجا «رشید» اسم است، نه صفت.
درست است که اسم مرکب «گلشید» دخترانه است اما همین نام را مردم از «گل» و «شید» دریافت کردهاند، نه صفت!
و قس علی هذا
اسم مرکب «گلشید» ساخته و پرداختهی مردمان امروزی است و در هیچ فرهنگ معتبری مشاهده نشد، جز فرهنگهایی ضعیفی که در سایتهای اینترنتی است. به فرهنگهای مجازی که امروزه نوشته شده، هیچ اعتباری نیست.
نتیجه اینکه اگر جمهور مردم اسم مرکب «گلشید» را به معنای «تابان» بگیرند، آن زمان «گلشیدتر» و «گلشیدترین» درست است.
یک سوال؛
از آسمان باران میبارد و موجب رشد گیاهان و درختان میشود. همانطور که میدانید، برخی در سرودههای خود «آسمان» را «سخاوتمند» مینامند، یعنی از معنای مجازی «آسمان» بهجای «سخاوتمند» یا «بخشنده» بهره میبرند. حال آیا بهجای «سخاوتمندتر» میتوان گفت؛ «آسمانتر»؟
قطعا نه!
نظر زبانشناس و دوست ادیبم دکتر «م.پ» را جویا شدم و ایشان نیز فرمودند؛
((«گلشیدتر» یا«گلشیدترین» کاملا غلط است و معانی مجازی طبق قاعدهی دستوری مربوط به نقش و ساختار خود واژه شکل میگیرد.
«درخشانتر» و «درخشانترین» درست است اما معنی مجازی آن (گلشید) نمیتواند، پذیرای این دو نشانه شود))
یک پیشنهاد؛
ایشان از استادی که فرمودهاند، (گلشیدترین) درست است، بپرسند که آیا مولوی ضمیر اول شخص «من» را مجاز گرفته است؟
فاصلهی تفاوت شاهدمثال استادشان با نمونهی مجازی خانم (ص. ق) از زمین تا آسمان است. تفاوت ره آن است که در سرودهای مولوی ضمیر «من» با معنایی فلسفی و عرفانی دگرگون میشود و بار معنایی تازهای میگیرد؛ نه آنکه شاعر صرفاً «تر» را به هر اسم دلخواهی افزوده باشد اما خانم قومنجانی در سرودهی خود میتواند بگوید؛ «تابانترین» یا «درخشندهترین» یا دستکم اگر میخواهند از اسم، صفت بسازند، «خورشیدترین» که با گوش نیز مانوس است.
استاد ایشان از حیث دانش ادبی حتا توانایی این را نداشته تا متوجه تفاوتها شود، چه رسد، به این که نظر کارشناسی دهد.
شاعران امروزی همان نمونههایی را که بزرگان در شعر خود استخدام کردهاند و کمابیش در افواه علاقمندان به شعر افتاده، میتوانند، وارد شعر خود کنند، نه این که هر اسم را صفت فرض کنند و نمونههای بیشتری بیافرینند. ضمن اینکه حافظ و سعدی دست به چنین کاری نزدهاند و ادیبان آگاه از حیث دانش ادبی هرگز مولانا را با آن دو برابر نمیدانند که هیچ بلکه گاه او را نقد ادبی میکنند.
البته بر مجاز ایشان نقدی وارد نیست اما میتوان از نشاندن صفت عالی بر آن خرده گرفت)
خود قضاوت کنند، وقتی واژهای مناسب موجود است و میتوانند، بگویید؛ (رخشندهترین) چرا از ترکیب غلط «گلشیدترین» بهره ببرند؟ آیا «گلشیدترین» به سروده حالت شعر میبخشد؟

نویسنده:سیمین جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۷:۲۸
درود بر ... آزاد گرامی
در زبان فارسی، همانگونه که فرمودید، قرار دادن نشانههای «تر» و «ترین» تنها بر روی صفت مجاز است؛ یعنی واژه باید در ذات خود صفت باشد یا در کاربرد روزمره و طولانی چنان با نقش صفتی خو گرفته باشد که مردم، ناخودآگاه آن را صفت بشناسند. مانند «دشمن» که در اصل اسم بود و امروز گاه نقش صفت دارد اما واژهی ترکیبی «گلشید» اسم خاص است و هنوز در حافظهی زبانی فارسی، به هیچوجه نقش صفتی نیافته. پس ترکیب «گلشیدترین» از دیدگاه دستوری و زبانشناسی غلط یا دستکم پذیرفته شده نیست.
از سوی دیگر «رشیدتر» و «مهربانتر» که خانم قومنجانی فرمودهاند، بهقول شما و دکتر م.پ اشتباه در تحلیل ریشهشناختی دارند، زیرا هر دو در اصل صفت بودهاند و بعدها بهصورت اسم به کار رفتهاند اما از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که در شعر، آشناییزدایی و ساختارشکنی زبانی خود هنری است اگر با هدف ظرافت و درونمایهی هماهنگ، همراه باشد.
مولوی که گفته: «ای منتر از من»، دست به آشناییزدایی زده اما به قول شما تفاوت ره آن است که در آنجا ضمیر «من» با معنایی فلسفی و عرفانی دگرگون میشود و بار معنایی تازهای بهخود میگیرد نه آنکه شاعر صرفاً «تر» را به هر اسم دلخواهی افزوده باشد. یعنی آن ساختارشکنی در خدمت معناست، نه صرفِ بازی زبانی که خانم قومنجانی در اجرای دستوری و استدلال علمی، خطا و بازی زبانی کرده است. اگر میخواستند از معنای درخشان، زیبا یا تابان بهره بگیرند، «درخشانترین»، «تابانترین» یا حتا با جسارت شاعرانه «خورشیدترین» بسیار پذیرفتنیتر و گوشنوازتر بود، زیرا «خورشید» در شعر فارسی بهعنوان اسم استعاری برای «درخشندگی» سابقه دارد، برخلاف «گلشید» که هنوز در ذهن فارسیزبانان جا نیفتاده و ایشان خواستهاند به اصطلاح نوآوری کنند که در کار خود موفق نبودهاند!
ترکیب «گلشیدترین» از دید زبانشناختی و منطق ساخت واژه نادرست است اما از دید آفرینش شاعرانه، اگر در بافت شعری بتواند معنای خاصی بسازد و گوش را آزار ندهد، میتوان آن را نوعی «نوآوری شاعرانه» دانست، نه قاعدهی زبانی و صد البته ایشان نتوانسته بار معنایی تازه و خاصی بیافریند، در نتیجه کوشش خانم قومنجانی بیفایده بوده و در دستور نمیگنجد!
پاسخ؛
درود بر شما بسیار متین و عالی فرمودهاید. بله میتوانستند از لفظ «تابندهترین» نیز بهره ببرند. ایشان پنداشتهاند که با بهرهگیری از لفظ «گلشیدترین»، به آستانهی هنر شاعری رسیده و از صنعت شعری سود جستهاند، حال آنکه این پندار، سرشار از خطا و دور از حقیقت ادبی است.
ممنون. موفق باشید.
بهمن ماه ۱۴٠۳
کرج فضل الله نکولعل آزاد
https://lalazad.blogfa.com/